یادداشت/
سم مهلک برای توسعه صنعت خودرو
سالهاست بهدنبال توسعه صنعت خودرو کشور هستیم و در این راه بهظاهر از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نکردهایم، اما چرا این وضعیت صنعت خودرو است؟ چرا بهظاهر هیچکس راضی نیست؟ یکی از دلایل آن کیفیت پایین خودروها است که بخشی مهمی از آن بهدلیل کیفیت پایین قطعات است.

به گزارش خودروکار، کیفیت موضوع پویایی است و وقتی یکونیم میلیون خودرو تولید شود و ۱۰هزار تای آنها دارای ایرادهای کیفی مهم باشند، آن محصول از نظر مشتریان بهطور کلی بیکیفیت و گاه غیرقابل اعتماد ارزیابی میشود. واقعیت این است که ما سالهاست خودروهای با کیفیت تولید میکنیم و در عین حال، متاسفانه نظام تضمین کیفیت در خودروسازی بهدرستی مانع ورود کالاهای بیکیفیت نمیشود. اما این یک بخش قضیه است و مسئله مهمتر کمبود قطعهسازان توانمند و متعهد به کیفیت است.
این موضوع سالهاست مورد توجه مسئولان نظام و صنعت قرار گرفته است و راهحل را در بزرگ شدن و قوی شدن قطعهسازان برای رقابتپذیری و سرمایهگذاری روی تحقیق و توسعه(R&D) و کیفیت دیدهاند. از آن مهمتر مفهومی بهنام تیرینگ( Tiering) مطرح و در ۲۰سال گذشته بهطور ناقص دنبال شده است. مفهوم تیرینگ با مفهوم ردهبندی فرق میکند. ردهبندی به معنی امتیاز دادن به قطعهسازانی است که دارای کیفیت و قابلیت اطمینان بیشتری هستند.
اما تیرینگ به مفهوم مسئولیت سپردن و اطمینان کردن به شرکتی برای تحویلدهی مجموعهای از قطعات که به اصطلاح به آن ماژول میگویند، است. هر دو مفهوم ردهبندی و تیرینگ در ایران پیگیری شد. البته امروز حدود ۱۰ شرکت بزرگ قطعهسازی داریم که دو تای آنها به معنی بینالمللی، بزرگ هستند و در حال تبدیلشدن به تیروان (Tier۱) هستند. خوب این خبر خوبی است و علیالقاعده باید مسئولان خوشحال باشند و در عین حال، مردم نتیجه این تئوریسازیهای دانشگاهی را عملدر کیفیت و قابلیت اطمینان مشاهده کنند. اما چرا این اتفاق نمیافتد؟ دو دلیل عمده را میتوان در این زمینه برشمرد.
از یک سو هزینههای مواد اولیه و تمامی نهادههای تولید بالا رفته، ولی دولت نمیگذارد قیمتها بهدرستی بالا رود. و نتیجه این میشود که خودروساز هم اجازه نمیدهد که قیمتهای قطعهسازان بالا برود. حال قطعهسازانی که بزرگ شدهاند و برای خود آبرویی کسب کردهاند، دو راه دارند؛ یا از کیفیت بگذرند یا کالا تحویل خودروساز ندهند. متاسفانه اولی منجر به پایین آمدن کیفیت محصول نهایی و البته کاهش اطمینان مردم به محصولات و دومی منجر به خوابیدن خطوط تولید میشود. اگر قطعهساز بزرگ راهحل دوم را انتخاب کند، خودروساز دو راهحل دارد.
یا باید با قطعهساز کنار بیاید که در این حالت اقتدارش زیر سوال میرود و در عین حال پولی ندارد که به قطعهساز بدهد، یا باید بهدنبال منبع جدید برود که علیالقاعده منبعی کوچک است. به هر تقدیر، این حرکت خودروساز هم منجر به کاهش کیفیت میشود. این چرخه معیوب ایجاد قطعهساز بزرگ، ناتوانی در مذاکره با قطعهساز بزرگ و در نتیجه ایجاد قطعهساز کوچک، سالهاست ادامه دارد و باعث کوتولهپروری در نظام صنعتی ما شده است.
همه صنعتگران میدانند این وضعیت چه سم مهلکی برای توسعه صنعتی است. حال پرسش این است که آیا نباید ما پذیرای ویژگیهای غولهای صنعتی باشیم و بهجای آنکه دائم به آنها حسودی کنیم و آنها را متهم، با آنها همراهی کرده و اجازه دهیم نظام اقتصادی رقابتی کار خود را درست انجام دهد؟
امیرحسن کاکایی - عضو هیاتعلمی دانشگاه علم و صنعت
منبع: روزنامه صمت
انتهای پیام/