
به گزارش خبرنگار خودروکار، ممکن است خودرویی در یک ایالت مجوز ورود دریافت کند و در بقیه ۴۹ ایالت دیگر حق عرضه نداشته باشد. همین امر، کار را برای ورود عرضهکنندگان خودرویی سخت میکند، چرا که لازم است برای تکتک ایالتها مجوزهای مربوطه را دریافت دارند.
از سوی دیگر در بین تمامی ایالتهای آمریکا، ایالت کالیفرنیا دارای سختگیرانهترین استانداردهای خودرویی در آلایندگی و ایمنی میباشد. بهمین دلیل بسیاری از خودروسازان عطای ورود خود به ایالت کالیفرنیا را به لقای آن بخشیدهاند و بازار هدف خود را معطوف به بقیه ایالتها میکنند. طی یک قانون نانوشته در آمریکا، چنانچه عرضهکنندهای امکان اخذ مجوزها و تاییدیههای عرضه خودرو در ایالت کالیفرنیا را داشته باشد به راحتی میتواند مجوزهای سایر ایالتها را نیز کسب کند. به این ترتیب خودروسازانی وجود دارند که اهمیت بازار کالیفرنیا را دانسته و تمامی تلاش خود را برای ورود به این ایالت بکار میگیرند که نه تنها با اخذ این مجوزها راه ورود خود را به به بقیه ایالتها تسهیل نمایند بلکه به دنیای صنعت خودرو اثبات کنند شایستگی حضور در بازار بینالمللی را دارند. .
بطور نمونه میتوان به شرکت هیوندای اشارهای داشت که وقتی در اسفند سال 1986 وارد بازار آمریکا شد این را امتیازی برای کیفیت طراحی و تولید خود منظور نمود و جشن بزرگی برای ورود خود به آمریکا تدارک دید.
در مقابل شرکتهای کرهای، کماکان بسیاری از شرکتهای بینالمللی وجود دارند که امکان عرضه خودروی خود به ایالتهای کشور آمریکا و علیالخصوص ایالت کالیفرنیا را ندارند. از این بین میتوان به اکثر شرکتهای خودروسازی چینی و برخی از برندهای اروپایی و البته به دو شریک بزرگ صنعت خودروسازی کشور ایران، یعنی پژو و رنو اشارهای داشت.
متاسفانه این دو شرکت در بازار آمریکا نه تنها جایگاهی ندارند بلکه تاکنون موفق به اخذ مجوزهای عرضه در ایالت کالیفرنیا هم نشدند. این دو شرکت با اتخاذ تصمیمهایی مانند خرید یا ادغام با شرکتهای دیگری که مجوز فعالیت در کشور آمریکا را دارند مانند نیسان، میتسوبیشی، سامسونگ و غیره، سعی بر این دارند تا این نقیضه بزرگ خود را جبران کرده تا به این ترتیب نشان دهند در بازار آمریکا حضور فعال و بدون مانعی دارند (خرید شرکت نیسان و البته اینفنیتی توسط شرکت رنو یکی از تصمیمهای استراتژیک آن شرکت برای تسهیل ورود رنو به کشور آمریکا بوده است – کارخانه تولید جهانی اینفنیتی در آمریکا قرار دارد).
حال این سوال باقیست در حالی که اثرات تحریمها در کشور در حال برچیده شدن است و امکان مذاکره با شرکتهای متعدد و پیشرو بینالمللی وجود دارد، حال چه اصرار به انعقاد قرارداد با شرکتهایی است که هنوز دارای دانش انحصاری و مختص به خود در این صنعت نیستند و عموما دنبالهرو بقیه شرکتها میباشند.
این امر در جایی مایه تاسف بیشتر است که بعضاً در مصاحبههای مدیران آن شرکتها مشاهده میشود اینان با بیان ادعاهایی بدنبال متحول ساختن صنعت خودروی ایران در تمامی حوزههای تولید، فروش و خدمات پس از فروش میباشند. این ادعاها از سوی کسانی مطرح میشود که هیچ نشانی از سطح رضایتمندی مشتریان از محصولاتشان در صنعت جهانی خودرو و به گواهی آمار تولیدشان وجود ندارد و امکان ارایه همین را هم با فعالیت محدود خود در ایران نتوانستند به اثبات برسانند. بقول یک ضرب المثل فارسی: سالی که نکوست از بهارش پیداست.
یادداشت از نادر وهابآقایی
کارشناس صنعت خودرو
انتهای پیام/